روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

519

شرح شطحيات ( فارسى )

بگذاشتى ؟ » گفت « آن ابتلا بود ، نه امر . » موسى گفت « لاجرم صورتت بگرديد . » گفت « اى موسى ! آن تلبيس بود ، و اين ابليس است . حال را معوّل بر آن نيست زيرا كه بگردد ، ليكن معرفت صحيح است چنانك بود ؛ نگرديد ، و اگر چه شخص بگرديد . » موسى گفت « اكنون ياد كنى « 5 » او را ؟ » گفت « اى موسى ! ياد ياد نكند « 6 » ، من مذكورم و او مذكورست : شعر ( رمل ) ذكره ذكرى و ذكرى ذكره * هل يكون الذاكران إلا معا ؟ « 8 » « 9 » ( 995 ) « خدمت من اكنون صافىترست ، وقت من اكنون خوشترست ، ذكر من اكنون جليل‌ترست ، زيرا كه من او را خدمت كردم در قدم حظّ مرا ، و اكنون « 11 » خدمت مىكنم او را حظّ او را . طمع از ميانه برداشتم ، منع و دفع « 12 » و ضرّ و نفع برخاست . تنها گردانيد مرا ، چون براند مرا تا با ديگران نياميزم « 13 » ، منع كرد مرا از اغيار غيرت مرا « 14 » . متغيّر كرد مرا حيرت مرا . حيران كرد مرا غربت مرا . غريب گردانيد مرا خدمت مرا . حرام كرد مرا صحبت مرا . زشت گردانيد مرا مدح مرا . دور كرد مرا هجرت مرا . مهجور كرد مرا مكاشفت مرا . كشف كرد مرا وصلت مرا . رسانيد « 17 » مرا قطع

--> ( 5 ) ياد كنى M : ياد كن S ( 6 ) ياد ياد نكند : ياد ياد نكنند SM الذكر لا يذكر A ( 8 ) ذكره . . . معا : ن . ك . به لويس ماسينيون ، ديوان الحلاج ، ص 108 ( 9 ) معا : معاد SM ( 11 ) حظ مرا و اكنون : حظ مراد اكنون SM لحظى و الآن A ( 12 ) منع و دفع M : منع دفع S ( 13 ) نياميزم : بياميزم SM لئلا أخلط A ( 14 ) غيرت مرا SM : لغيرتى A ( 17 ) رسانيد S : رساريد M